ناشئ اكبر ( مترجم : على رضا ايمانى )
43
مسائل الامامة ومقتطفات من الكتاب الاوسط ( فرقه هاى اسلامى و مسأله امامت ) ( فارسي )
34 . دستهء سوم كسانى بودند كه مىپنداشتند پيامبر ( ص ) بر امامت على ( ع ) تصريح نكرده است اما على ( ع ) امامى است كه مسلمانان بر امامت وى اتفاق نظر پيدا كردند ، چنانكه پيشتر بر پيشوايى ابو بكر و عمر همرأى شده بودند . اين گروه مىگفتند همچنانكه ما در زمان حياتش همراه با او مىجنگيديم ، اكنون پس از كشته شدنش ، صاحب اختيار خود شده ، براى خويش امامى برمىگزينيم كه به قرآن و سنت [ پيامبر ( ع ) ] آگاه باشد و بدان عمل كند و مىافزودند كه ما پس از على ( ع ) ، جز فرزندش [ امام ] حسن ( ع ) هيچكس را نيافتيم كه دانش كتاب و سنت را با عمل به آن جمع كرده باشد . ازاينرو با وى عقد و پيمان امامت بستند . اينان همان ياران حجر بن عدىّ و عمرو بن حمق و سليمان بن صرد و مسيّب بن نجبه و ديگر بزرگان اصحاب على ( ع ) بودند . 35 . اعتقادات تمامى فرقههاى شيعه به عقايد همين سه گروه باز مىگردد ؛ چه اين نخستين اختلافى است كه پس از كشته شدن على بن ابى طالب ( ع ) در ميان آنان آشكار شد : [ 1 . ] عقيدهء اصحاب « نسق » [ - پيروان امامت پىدرپى ] ، كسانى كه معتقد بودند على ( ع ) پيشواى مردم پس از پيامبر ( ص ) است و امامت تنها در نسل او قرار گرفته است . [ 2 . ] عقيدهء اهل « غلوّ » يعنى پيروان عبد الله بن سبا و رشيد هجرى . [ 3 . ] عقيدهء اصحاب گزينش و اختيار ، آنانى كه مىپنداشتند پس از كشته شدن عثمان ، على ( ع ) را براى امامت برگزيدهاند . 36 . پس از آنكه مردم عراق با حسن بن على ( ع ) بيعت كردند ، آن حضرت كه اختلاف [ داخلى ] و امتناع آنان را از جنگ با دشمنان - كه پدرش گرفتار آن بود - مشاهده كرده بود ، همه اين امور او را به سازش با معاويه و سرانجام پذيرش بيعت وى وادار ساخت . ازاينرو ، شيعه كه معتقد بودند مقام امامت در نسل على ( ع ) تا روز قيامت استمرار دارد ، صلح را پذيرفتند و با معاويه بيعت كردند . باور آنان اين بود كه